على ربانى گلپايگانى

193

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

ترجمه و توضيح : فصل دوازدهم : امتناع اعادهء معدوم حكماء گفته‌اند : « اعادهء عين معدوم ممتنع است » برخى از متكلمان نيز در اين قول از حكماء پيروى كرده‌اند و اكثر آنان قائل به جواز اعادهء معدوم شده‌اند . شيخ ( الرئيس ابو على سينا ) ، امتناع اعادهء معدوم را امرى ضرورى و از بديهيات فطرى قلمداد كرده است ، زيرا فطرت عقلى بر بطلان شيئيت معدوم حكم مىكند و در نتيجه ، معدوم متصف به اعاده ( و هيچ حكم ديگرى ) نمىگردد . و قائلان به نظرى بودن مسألهء ( امتناع اعاده معدوم ) به وجوهى بر آن احتجاج و استدلال كرده‌اند : 1 - يكى از آن وجوه اين است كه اگر جائز باشد چيزى كه در زمانى معدوم گرديده است عين آن در زمان ديگر اعاده گردد ، لازم مىآيد كه ميان شىء و نفس آن شىء ( در هستى شىء ) عدم متخلل و واسطه شود و آن محال است ، ( اگر گفته شود چه ملازمه‌اى است ميان جواز اعادهء معدوم در زمان دوّم و تخلل عدم در هستى آن شىء ؟ پاسخ اين است كه ) ، با اين فرض خود آن شىء ( با تمام خصوصيات ) در دو زمان موجود است و ميان آن دو زمان عدم متخلل گرديده است « 1 » . 2 - دليل ديگر اين است كه اگر اعادهء عين چيزى پس از معدوم شدن جائز باشد ، بايد ايجاد موجودى كه از هرجهت مماثل آن است هم جائز باشد ، و ايجاد مماثل آن چيز از تمام جهات محال است ، ( پس اعادهء عين آن هم محال است ) . وجه ملازمه ميان جواز اعادهء عين معدوم و ايجاد مماثل آن از تمام جهات اين است كه حكم امثال در آنچه جائز است و در آنچه جائز نيست ، يكى است و هيچ فرقى ميان مثل چيزى ابتداءا و اعاده شدهء آن چيز ثانيا ، وجود ندارد ، زيرا آن دو ، با

--> ( 1 ) قوله : لانه حينئذ . . . بيان ملازمه است ، نه بيان محال بودن لازم .